آرش کوچولوآرش کوچولو، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره
دخملیدخملی، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 8 روز سن داره

جوجه های مامان

بیست و یک ماهگی

سلام عزیز دلم.تا میام یه پستتو کامل کنم نوبت پست جدیدت میشه و باز باید بیام و بنویسم.اونم با این حافظه خرابم. اول اینکه پنجشنبه بیست و ششم آذر دایی دومیم فوت کرد.اونم طوری که اصلا انتظارشو نداشتیم.دیروز مراسم خاکسپاریش بود.امروز هم تو مسجد مراسم دارن.دیشب موقع خواب همش تو فکرش بودم و کلی گریه کردم.خدا رحمتش کنه.هنوزم باورم نمیشه. خوب ناز پسر مامان از کارات بگم برات.  اوایل از چتر میترسیدی.فقط وقتی بسته بود سراغش میرفتی،ولی خدا نکنه چتر باز میشد،کلی گریه زاری میکردی.یه بار پیش بابام بودی.بابام جلو کمدش نشسته بود شما ه پشت سرش بودی.بابام مثلا میخواست ترست از چتر بریزه.بازش کرد گفت ببینش.من حوام به این کارا نبود.یهو دیدم صدای گریت ب...
28 آذر 1394

نهمین مروارید

گل پسری سلام دردت به جونم. مامان جان از دیشب تب کردی.کلی حرف شنیدم به خاطر تبت.این که کوتاهی از من بوده که سرما خوردی.بابات که کلی سرم غر زد که نذاشتی براش واکسن آنفولانزا بزنیم دوباره مریض شد.خوب اصلا از واکسن خوشم نمیاد. از دیشب برات شیاف گذاشتم.خیلی بدنت داغ میشه.هم دیشب هم ظهر بابایی رفت داروخونه ها رو گشت ولی واکسن گیر نیاورد. به دوستم گفتم اینطوری شدی،گفت مال دندونش نیست؟لثه هات خیلی وقته ورم کرده،ولی خبری نبود تا حالا.البته چند وقت پیش حس کردم یه کوچولو از سفیدی دندونت مشخص شده.امروز جمعه،بیست آذر نود و چهار،که نگاه کردم دیدم بله،دو تا نقطه از دندونت آسیاب سمت چپ پایینت زده بیرون،تازه سیاهم شده به خاطر قطره آهن!...
20 آذر 1394
1